- توضیحات
-
دسته: روزنوشته ها
-
تاریخ ایجاد در جمعه, 15 مهر 1390 05:00
-
نوشته شده توسط احمد باطبی
-
بازدید: 926
به مناسبت راهپیمایی 25 بهمن ، جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار بیاینه ای از جانب خود و " ملت ایران " اظهار داشت :
عزم ملت ما اصلاحات و نه گفتن به مداخله نظاميها براي مصون سازي نظام از سقوط است .
انتشار یک بیانیه ، بسط دیدگاه ها ی حزبی به سطح اجتماع و سخنگویی از زبان ملت موضوع مورد بحث من نیست ، نکته حساسیت برانگیز نوع نگاه به جهان پیرامون و تفکری است که باعث میشود یک جریان فکری در قالب تشکلی به نام جبهه مشارکت ایران اسلامی چنین اقدامی را انجام دهد .
درفضایی که مطالبه اول آن دمکراسی و احترام به تکثر آراء است ، نظرهای دیگر موجود در جامعه را نادیده گرفته و آرمانهایی حزبی خود را به اسم یک ملت مطرح می کند .
جبهه مشارکت ایران اسلامی با تیکه بر شعار دمکراسی و آزادی ، با صراحت حرف از حفظ نظام کنونی میزند . یعنی نظامی که در آن اسلامی بودن ذکر شده ومورد راعایت قرار گیرد . البته در فضایی دمکراتیک این حق این حزب اصلاح طلب است که اینچنین بیاندیشد ، این امر هم شدنی نیست مگر آنکه که شریعت در قانون لحاظ گردد . یعنی چیزی شبیه همین اصل موجود که تصریح میکند :
به شرط آنکه مخالف شرع نباشد .
شریعت در اسلام یعنی قوانینی که حرام وحلال محمد را نگهبانی کرده و در قبال عدول از این قوانین با حدود شرعی واکنش نشان میدهد . حال حدود شرعی چیست ؟ به جز حد و قصاص و قطع دست و پا و زندان و تبعید و ... ؟آیا میشود این قوانین را تغییر داد ؟ آیا میتوان یک نظام اسلامی داشت صرف نظر از شریعت ؟
این تشکل اصلاح طلب در حالی حرف از حفظ نظام میزنند که شعار دمکراسی و آزادی نیز چاشنی موضع گیری های رسمی اش است . حال در صورت حفظ نظام دینی و اسلامی ماندن کشور ، چه شخص و یا در خوشبینانه ترین حالت مرجعی میبایست حد و مرز این شریعت را نگهبانی و جاری کند ؟ اعضا و هواداران جبهه مشارکت و اطلاح طالبان ؟ اگر کسی نخواست اسلامی مانده و راه دیگری را برگزیند ، چه سرنوشتی خواهد داشت ؟ باید طبق دستورات اسلام او را مجازات کرد ؟ آزادی و دمکراسی در کجای این معادله قرار میگیرد ؟ آیا باید از آزادی و دمکراسی عرفی نام برد ، یا باز هم یک آزادی و دمکراسی منطبق با شریعت خلق کرد؟
البته شاید به ظاهر متشرعین و نگهبانان حلال و حرام محمد ، قوانین اسلامی را غیر قابل تغییر بداند . اما در طول تاریخ ثابت شده بسیاری از قوانین بنا به مصلحت معتقدین تغییر کرده است . قوانینی در باب برده و کنیز و ... و حتی اصولی همچون نماز که به گفته آیت الله خمینی در شرایطی که مصلحت ایجاب کند میتوان از آن صرف نظر کرد .
در صورت استقرار اخلاق مصلحت گرایی و تغییر قوانین اسلامی با مقتضیات روز نیز چه اتفاق خواهد افتاد ؟ آیا ضمانتی هست که فرداروزی عده ای بنا به مطلحت حکومت اسلامی دستور تجاوز به زندانیان را در زندان کهریزک صادر نکنند ؟
آیا غیر از این است که در طول تاریخ و خصوصا در تجربه 30 ساله نظام اسلامی ثابت شده که مصحلت گرایی به عافیت طلبی منتهی خواهد شد ؟ ....
اعطای امتیاز به اسلام و یا هر دین و ایدئولوژی دیگری در حالت پیشفرض یک حکومت ، آیا جامعه را از حالت تعادل خارج نکرده و به سمت منافع صاحبان امتیاز متمایل نخواهد کرد ؟
البته که این اتفاق خواهد افتاد ، چرا که در تاریخ 30 ساله نظام اسلامی غیر از این نبوده است . این مشکل آدمها نسیت ، بلکه مشکل ماهیت شریعت است که اولا قابلیت بروزرسانی نداشته و همگام با رشد بشر پیش نمیرود ، دوماَ استعداد فراوانی در تفسیر به رای و به خدمت درآمدن فرد و یا جریانی خاص را دارد . و سوما َتعریف و تفسیر آن به شکل کامل و لازم در قانون امکان پذیر نبوده و این فضار را ایجاد میکند که هر کس به آن افزوده و یا از آن کم کند.
دوری از فساد ناشی از این شرایط به درستی و صداقت افراد نیز مربوط نمیشود . در نهایت این مشکلات به خودی خود اصول دمکراسی را در هم کوبیده و دست اندر کاران آن را برای حفظ خود به رفتاری دیکتاتور مآبانه میکشاند .
با این شرایط سوال دیگر این است که با شعار اصلاحاتی که جبهه مشارکت ، کارنامه عملی آن را در فرصت هشت ساله خود دارا است ، اکنون چگونه قادر است اصول دمکراسی را در قالب حکومت اسلامی و حفظ نظام موجود تامین کند ؟
و دیگر اینکه گریز این جریان از پدیده سکولاریزم به چه دلیل است؟ آیا مگر سوکولاریزم به غیر از این معناست که آدمی حق انتخاب دارد که دین ، و شیوه زندگی خود رادر زندگی انتخاب کند ؟ آیا به غیر از این است که با جدایی دین از دولت هر موقله در جای خود قرار گرفته و در بهینه ترین حالت ممکن به حیات طبیعی خود بپردازد؟
از جانب ملت صحبت نمیکنم ، اما من فرقی نمیبینم بین حکومتی که باابزار دین زندگی ام را جهنم میکند و حکومتی که تصمصم دارد جهنمی که در آن هستم را به زور دین بهشت کند .
