- توضیحات
-
دسته: فعالیت ها
-
تاریخ ایجاد در دوشنبه, 23 آبان 1390 20:32
-
نوشته شده توسط احمد باطبی
-
بازدید: 885
یادداشتهای سیاسی
«همچون تعهدی جوشان»
۱۳۹۰ آبان ۲۱
احمد باطبی/ رادیو کوچه
«رامین پرچمی»، هنرمند سینما و تلوزیون، با موافقت مسوولان، از زندان لاهیجان به مرخصی آمد.
وی که از سوی دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری محکوم و در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس شد، در شهریور ماه سال جاری برای گذراندن دوران باقیماندهی حبسش، از این زندان به زندان لاهیجان منتقل شد.
از جمله فعالیتهای این هنر مند ۳۸ ساله میتوان به بازی در فیلم «ضیافت» و «اعتراض» ساختهی «مسعود کیمیایی»، «میهمان مامان» ساختهی «داریوش مهرجویی» و سریالهای «در پناه تو»، «همسایهها» و «زیر آسمان شهر ۳» اشاره کرد.
رامین از جمله هنرمندان متعهدی بود که پس از انتخابات بحثانگیز ریاست جمهوری 1388، همراه با معترضین به نتیجه انتخابات در راهپیمایی 25 بهمن شرکت کرده و بازداشت شد.
برای تعهد در هنر تعاریف گوناگونی وجود دارد اما اگر از من بپرسند که تعهد در هنر یعنی چه خواهم گفت: «تعهد یعنی تنظیم رابطه هنر را با واقعیتهای زندگی»
و اگر از نگارنده بپرسند هنرمند متعهد چه کسی است خواهد گفت: «هنرمند متعهد یعنی کسی که این تنظیم را انجام میدهد.»
ماکسیم گورگی معتقد است: «هنر بنا به ذاتش ستیزهای له یا علیه است. هنر بیاعتنا و بیطرف وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد.»
به گمان من هنرمند متعهد بر هنر متعهد مقدم و هنر متعهد بدون هنرمند متعهد غیر ممکن است.
«هربرت رید» کارکرد هنر را در آشتی انسان با سرنوشت و مرگ میداند و «ژان دو وینیو» کارکرد هنر را پیوند انسان با سرنوشت و زندگی.
یکی از اصلیترین دغدغههای جامعه کنونی ایران، صرف نظر از مشکلات اقتصادی، مسایلی همچون دمکراسی، آزادی، حقوق بشر و … است.
به گمان من تنظیم رابطه هنر با واقعیتهای زندگی ایرانیان، بدون توجه به این دغدغهها ممکن نیست.
یک محصول هنری فاقد رابطه با تحولات پیرامون جامعه، صرفن وسیله است برای نمایش خیالات و تصورات خالق آن محصول هنری و طبعن چنین محصولی خشک و بیاحساس نمیتواند در میان آثار هنری ماندگاری داشته باشد.
اما عاملی که اثر هنری را ماندگار میکند، آمیختگی آن با واقعیتهای جامعه و دغدغههای روزمره مخاطب است.
در چنین وضعیتی شاید بتوان رازماندگاری آثار هنری همچون «ترانه ای ایران، ای مرز پرگهر» را خاستگاه این ترانه و حوادث سیاسی اجتماعی آن روزهای ایران دانست که این ترانه از دل آن تراوش کرده است.
و چیزی که هنرمند را ماندگار میکنید، توانایی او در تنظیم اثر هنریاش با واقعیتهای جامعه و در سطحی بالاتر آمیختگی خود هنرمند با جامعه است.
از این روست که وقتی «محمدرضا شریفینیا» در صف اول نماز جماعت، به امامت آیتاله خامنهای قرار میگیرد، در طرفتالعینی صفحه فیسبوک حامیانش از هزاران عضو، به چند ده عضو کاهش یافته و صفحه فیسبوک «جعفر پناهی» به محض نزدیک شدنش به مطالبات مردم، به هزاران عضو ارتقا میابد.
رامین پرچمی نیز این گونه است. او پیوستن به متن اجتماع و هم آواریی با مطالبات مردم را به فرصتهای حرفهای و آیندهاش ترجیه داد و راهی زندان شد.
نظام اسلامی از این پس او را از هر صحنهای حذف خواهد کرد. اما به نظر نگارنده، هر جا که نامی از او درز کند، هرگاه تصویری از او منشر شود، هرگاه یکی از فیلمهای او پخش شود، رامین پرچمی را به عنوان هنرمندی متعهد شناخته و به او عشق میورزم.
من کلام آخرین را
بر زبان جاری کردم
همچون خون بیمنطق قربانی
بر مذبح
یا همچون خون سیاوش
همچون تعهدی جوشان
کلام آخرین را
بر زبان
جاری کردم
و ایستادم
تا طنیناش
با باد
پرتافتادهترین قلعهی خاک را
بگشاید.
اسم اعظم
و کلام آخر
همچون واپسین نفس برهیی معصوم
بر سنگ بیعطوفت قربانگاه جاری شد
و بوی خون
بیقرار
در باد
گذشت.
دانلود فایل صوتی
لینک این مطلب در رادیو کوچه
