Ahmad Batebi

هم‌چون تعهدی جوشان

یادداشت‌های سیاسی
«هم‌چون تعهدی جوشان»
۱۳۹۰ آبان ۲۱
احمد باطبی/ رادیو کوچه
«رامین پرچمی»، هنرمند سینما و تلوزیون، با موافقت مسوولان، از زندان لاهیجان به مرخصی آمد.

وی که از سوی دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری محکوم و در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس شد‌، در شهریور ماه سال جاری برای گذراندن دوران باقی‌مانده‌ی حبسش‌، از این زندان به زندان لاهیجان منتقل شد.
از جمله فعالیت‌های این هنر مند ۳۸ ساله می‌توان به بازی در فیلم‌ «ضیافت» و «اعتراض» ساخته‌ی «مسعود کیمیایی»، «میهمان مامان» ساخته‌ی «داریوش مهرجویی» و سریال‌های «در پناه تو»، «همسایه‌ها» و «زیر آسمان شهر ۳» اشاره کرد.
رامین از جمله هنرمندان متعهدی بود که پس از انتخابات بحث‌انگیز ریاست جمهوری 1388‌، هم‌راه با معترضین به نتیجه انتخابات در راه‌پیمایی 25 بهمن شرکت کرده و بازداشت شد.
برای تعهد در هنر تعاریف گوناگونی وجود دارد اما اگر از من بپرسند که تعهد در هنر یعنی چه خواهم گفت: «تعهد یعنی تنظیم رابطه هنر را با واقعیت‌های زندگی»
و اگر از نگارنده بپرسند هنرمند متعهد چه کسی است خواهد گفت‌: «هنرمند متعهد یعنی کسی که این تنظیم را انجام می‌دهد.»
ماکسیم گورگی معتقد است‌: «هنر بنا به ذاتش ستیزه‌ای له یا علیه است‌. هنر بی‌اعتنا و بی‌طرف وجود ندارد و نمی‌تواند وجود داشته باشد.»
به گمان من هنرمند متعهد بر هنر متعهد مقدم و هنر متعهد بدون هنرمند متعهد غیر ممکن است‌.
«هربرت رید» کارکرد هنر را در آشتی انسان با سرنوشت و مرگ می‌داند و «ژان دو وینیو» کارکرد هنر را پیوند انسان با سرنوشت و زندگی.
یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های جامعه کنونی ایران‌، صرف نظر از مشکلات اقتصادی‌، مسایلی هم‌چون دمکراسی‌، آزادی‌، حقوق بشر و … است.
به گمان من تنظیم رابطه هنر با واقعیت‌های زندگی ایرانیان‌، بدون توجه به این دغدغه‌ها ممکن نیست‌.
یک محصول هنری فاقد رابطه با تحولات پیرامون جامعه‌، صرفن وسیله است برای نمایش خیالات و تصورات خالق آن محصول هنری و طبعن چنین محصولی خشک و بی‌احساس نمی‌تواند در میان آثار هنری ماندگاری داشته باشد.
اما عاملی که اثر هنری را ماندگار می‌کند‌، آمیختگی آن با واقعیت‌های جامعه و دغدغه‌های روز‌مره مخاطب است‌.
در چنین وضعیتی شاید بتوان رازماندگاری آثار هنری هم‌چون «ترانه‌ ای ایران‌، ای مرز پرگهر» را خاست‌گاه این ترانه و حوادث سیاسی اجتماعی آن روز‌های ایران دانست که این ترانه از دل آن تراوش کرده است‌.
و چیزی که هنرمند را ماندگار می‌کنید‌، توانایی او در تنظیم اثر هنری‌اش با واقعیت‌های جامعه ‌و در سطحی بالاتر آمیختگی خود هنرمند با جامعه است‌.
از این روست که وقتی «محمد‌رضا شریفی‌نیا» در صف اول نماز جماعت‌، به امامت آیت‌اله خامنه‌ای قرار می‌گیرد‌، در طرفت‌العینی صفحه فیس‌بوک حامیانش از هزاران عضو‌، به چند ده عضو کاهش یافته و صفحه فیس‌بوک «جعفر پناهی» به محض نزدیک شدنش به مطالبات مردم‌، به هزاران عضو ارتقا‌ میابد‌.
رامین پرچمی نیز این گونه است‌. او پیوستن به متن اجتماع و هم آواریی با مطالبات مردم را به فرصت‌های حرفه‌ای و آینده‌اش ترجیه داد و راهی زندان شد.
نظام اسلامی از این پس او را از هر صحنه‌ای حذف خواهد کرد‌. اما به نظر نگارنده، هر جا که نامی از او درز کند‌، هرگاه تصویری از او منشر شود‌،‌ هرگاه یکی از فیلم‌های او پخش شود‌، رامین پرچمی را به عنوان هنرمندی متعهد شناخته و به او عشق می‌ورزم.
من کلام آخرین را
بر زبان جاری کردم
هم‌چون خون بی‌منطق قربانی
بر مذبح
یا هم‌چون خون سیاوش
هم‌چون تعهدی جوشان
کلام آخرین را
بر زبان
جاری کردم
و ایستادم
تا طنین‌اش
با باد
پرت‌افتاده‌ترین قلعه‌ی خاک را
بگشاید.
اسم اعظم
و کلام آخر
هم‌چون واپسین نفس بره‌یی معصوم
بر سنگ بی‌عطوفت قربان‌گاه جاری شد
و بوی خون
بی‌قرار
در باد
گذشت.

دانلود فایل صوتی

لینک این مطلب در رادیو کوچه 

scroll back to top



یک خواننده از ایران (16.11.2011 (13:15:39))
امتیاز مثبت به این دیدگاه امتیاز منفی به این دیدگاهاین چند روز اسم ناصر عبداللهی را زیاد شنیدم. الان یکدفعه به ذهنم رسید توی این پست زیبا کامنت بگذارم و بگم ناصر عبداللهی کشته شد فقط به این دلیل که یکبار گفت این نظام به موسیقیدانان مجال پیشرفت نمی دهد. او خوانندۀ مورد علاقۀ من نبود. حتی من همیشه فکر می کردم که یک مقدار جانماز آب می کشد. ولی دیکتاتورها حتی تحمل همین یک جمله را هم ندارند. و جدیدا نقاد معروف نظام اسلامی که خوشبختانه اسمش را نمی دانم (همان شخصی که با بی احترامی تمام راجع به محمدرضا شجریان مقاله نوشته) به خاطر برگزاری آخرین کنسرت رضا صادقی مقالۀ گهربار دیگری در مورد ایشان نوشته اند و اینکه این آخرین کنسرتی بوده که ایشون اجرا کرده اند و این هم از دست نظام در رفته. حتی یادم میاد چند سال پیش به یک گروه راک ایرانی قبل از اجرای کنسرت سم خورانده بودند که باعث شد به جای سن راهی بیمارستان شوند. داشتم با خودم فکر می کردم واژۀ هنر بخصوص موسیقی در ایران اسلامی واقعا معنایی ندارد. البته در جامعه ای که دیکتاتورهایش حتی افراد خودشان را هم نمی توانند تحمل کنند توقع دیگری نمی توان از آنها داشت.
یک خواننده در ایران (15.11.2011 (08:22:42))
امتیاز مثبت به این دیدگاه امتیاز منفی به این دیدگاهیک هنرمند متعهد می تونه مثل یک پزشک قسم خورده باشه. یک پزشک قسم می خوره که با بیمارانش ارتباط برقرار نکنه. ولی پزشک غیر متعهد می تونه از بیمارهاش سوء استفاده کنه. یا می تونه از حرفۀ خودش جهت قتل بیمار استفاده کنه. و تعهد برای یک هنرمند هم می تونه دقیقا همین معنا را داشته باشه. یک هنرمند می تونه طرفدار صلح و حقوق مردم باشه یا برعکس کسی باشه که دربارۀ تیفانی کتاب می نویسه و در پس پرده آثار او را می دزده. یا کسیکه از هنرش برای جعل اسناد استفاده می کنه یا کسیکه با اسم هنرش دخترها را فریب می دهد و از آنها سوء استفاده می کند. ازنظر من کسیکه با اسم هنر هرخطائی را برای خود موجه جلوه می دهد بزرگترین خیانتکار است. و از نظر من این تعهد برای یک هنرمند از هر تعهدی بالاتر است. اینکه اگر هم برای مردم و اجتماع کاری نمی کنی لااقل فریبشون ندهی و ازشون سوء استفاده نکنی.
یک خواننده در ایران (15.11.2011 (08:11:41))
امتیاز مثبت به این دیدگاه امتیاز منفی به این دیدگاهو آن فروغ اجتماعی ای که ازش یادمی کنندهم از1ماجرای شخصی دیگری باابراهیم گلستان جدانیست. اینبارهم این عشق و رابطۀ شخصی فروغه که بر هنرش تأثیر میگذاره.که البته اینبارباعث میشه که هنرش بیشترتعالی پیدا کنه.اماازنظرمن فروغی که قبل ازگلستان بودهم مشکلات1زن ایرانی رادراشعارش بیان می کردکه به خاطر کوته فکریهای مردم باعث بدنامی اش شده بود.
و نکتۀ دوم این است که ازنظرمن بخشی ازتعهد درهنر به این برمی گردد که هنرمندازهنرخودش سوء استفاده نکند.ممکنه1هنرمندهنرش راباواقعیتهای زمان خودش تطبیق بدهدامااین واقعیتهاباعقیدۀ شخصی من یاحتی باصلح و دموکراسی مخالف باشد.این واقعیتهای او هستند.اوهم فکر می کندداردکاردرست راانجام میدهد.اماکسیکه آگاهانه ازهنرش سوءاستفاده می کندهرگزیک هنرمندمتعهدنیست .کسیکه ازطریق هنرش مردم رافریب می دهد.کسیکه تقلب و خیانت راواردهنرش می کند.کسیکه ازهنرش به عنوان یک وسیله برای رسیدن به اهداف شخصی اش استفاده می کند.من معتقدم که بالاترین تعهد نسبت به هنر این است که حتی اگرهنرمند از هنرش برای خدمت به صلح و جامعه استفاده نمی کند،لااقل آنرابرای سوء استفاده ازمردم وفریب آنها هم به کارنبرد.
یک خواننده در ایران (15.11.2011 (08:01:25))
امتیاز مثبت به این دیدگاه امتیاز منفی به این دیدگاهوقتی یک هنرمند عقیده و مرام خودش را وارد هنرش می کنه درواقع به هنر خودش روح و معنا می بخشه. من در کنار گفتۀ شما می خواهم به دو نکته اشاره کنم. یکی اینکه همیشه وقتی هنر یک هنرمند اجتماعی می شه دراصل هنرمند اون تعهد خودش در قبال هنرش را ایفا کرده. اما ازنظر من مسائل شخصی هم گاهی از مسائل اجتماعی دور نیستند. مثلا منتقدین معتقدند که سهراب سپهری یک هنرمند اجتماعی نبوده. یااینکه اشعار فروغ تا قبل از آشنائی با ابراهیم گلستان شخصی و عاشقانه بودند. درحالیکه من معتقدم که سهراب با توجه به روحیۀ خودش شعر می گفته. شاید اشعارش بیشتر به حال و هوای درونی او برمی گشتند. اما دقیقا بیانگر اعتقادات سهراب بودند. سهراب مردم را به صلح و دوستی و نگریستن به دنیا از منظری دیگر دعوت می کرده. و یا فروغ. درسته که اشعار اولیۀ فروغ درمورد عشق فروغ به شاپور و لالائی او برای فرزندش و جدائی از شاپور بودند. اما همۀ این مسائل شخصی فروغ همان چیزهائی بودند که امروز زنان ایرانی تحت نام حمایت از حقوق زنان مطرح می کنند. مشکلات شخصی فروغ جدا از مشکلات جامعه نبودند.

Ahmad Batebi
Ahmad Batebi